ربات نوازنده

رباتیک حیطه کاری خود را به ارکسترها نیز کشانیده است. ارکستر فیلارمونیک توکیو اکنون یک عضو جدید دارد. این عضو کسی نیست جز ربات کوریو(Qrio) سونی که در روز سه شنبه 9 مارس ارکستر را برای اجرای سمفونی پنج بتهوون رهبری کرد.

چند روز پیش شرکت تویوتا نیز با معرفی ربات نوازنده خود را به جمع ربات سازان ژاپنی(سونی و هوندا) اضافه کرد. ربات اونها دارای لبهای مصنوعیه که با کمک انگشتان مصنوعی میتونه ترومپت بنوازه.

ای ربات! گر تو بهتر میزنی بستان بزن! ...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

مسابقه رباتيک دارپا

هیچ کدام از رباتهای شرکت کننده در مسابقه بزرگ دارپا نتوانستند مسابقه را به پایان برسانند.
در این مسابقه که در بیابان mojave برگزار ميشد و مسیری به طول 241 کیلومتر از کالیفرنیا تا نوادا را پوشش میداد، رباتها میبایست با استفاده از مسیریابی ماهواره ای و عبور از موانع مختلف آبی خاکی خود را به مقصد برسانند.
رباتهای شرکت کننده یکی یکی پس از طی مسیر کوتاهی کله پا شدند. آخرین ربات باقیمانده یعنی ربات SandStorm (شکل بالا) از دانشگاه CMU پس از طی 12 کیلومتر به دلیل آتش گرفتن چرخهای ربات بعد از گرفتاری در یک مانع متوقف شد.  ربات بعدی(شکل پایین) پس از طی 10.8 کبلومتر به دلیل گیر کردن در ماسه از دور خارج شد. بقیه رباتها نیز به دلیل شکستن برخی قسمت ها یا نقص سنسور نتوانستند مسابقه را به پایان برسانند.

جایزه این مسابقه یک میلیون دلار بود. البته برای کسایی که تو رشته رباتیک کار میکنند مشخصه که دارپا میخواسته زرنگ بازی کنه. چون هزینه ساخت همچین رباتی که بتونه این همه موانع رو پشت سر بذاره از میلیون ها دلار بیشتره. اینا گفتن سنگ مفت گنجشک هم مفت. یه مسابقه میذاریم خودمون که نمیخوایم خرج ساخت رباتها رو بدیم. اگه کسی برنده شد که جایزه بهش میدیم و پروژه رو ازش میخریم. اگر نه هم که ضرری که نکردیم هیچ حداقل میدونیم مشکل کار کجاست.

اطلاعات بيشتر...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

سفر به هلند و بلژيک

جاتون خالی با دوستم ژیل(سازنده کوچکترین ربات مستقل دنیا به اسم Alice) سه روز رفته بودم بروکسل پایتخت بلژیک برای پروژه leurre که مبحث جدید و جالبی رو مطرح میکنه تو رشته رباتیک و اونم ارتباط بین موجودات زنده و رباته. يکی از استادای این پروژه ژان لویی دنبورگ  هستش. استادی که به خاطر کارهای جالبش با مورچه ها و الگوریتم بهینه سازی Ant Colony معروفه تو دنیا. فکر کنم مبحث Swarm Intelligence رو هم اینا مطرح کردن. يه آزمایشگاه بزرگی داره که پر از مورچه است و روی مسائل بهینه سازی با الهام از مورچه ها کار میکنن. از حل مساله کوتاه ترین مسیر در گراف گرفته تا تنظیم ترافیک. مثلا این کارش رو که تو مجله Nature چاپ شده ببینین که مورچه ها چجوری مساله  ترافیک رو حل میکنن.

حالا باید مفصل راجع به مورچه ها مطلب بنویسم. بعدش هم به اتفاق ژان لویی و یکی از دانشجوهای فوق دکتراش با قطار رفتیم آمستردام  که نتایج کارها مون رو توی یه Workshop ارائه کنیم. ژان لویی استاد فوق العاده ایه. تیپش شبیه دکتر لوکسه البته نه تیپ ظاهریش! تیپ اخلاقیش. از اوناییه که به حرفات به دقت گوش میده و هر سوالی بشه ازش با خوشحالی جواب میده حتی اگه خیلی احمقانه باشه. رشته اش فیزیک یا ریاضیه، دقیق نمیدونم ولی رياضی محتمل تره.

تو قطار کلی حرف زدیم  و بحث کردیم. راجع به ایران کلی چیز میدونست. یکی از دوستاشون به اسم محمد ملک منصور که اونا ملک صداش میکنن استاد همون دانشگاه بروکسله و از نوادگان مظفر الدین شاه قاجاره. روم نشد بگم این سلسله قاجار چه بلایی سر مملکت در اوردن. ولی وقتی گفت ملک میگه اموالشون رو دولت ایران مصادره کرده و پس نمیده جوش آوردم و براش توضیح دادم که اینا ارث پدریشون نیست. اموال مملکته که متاسفانه از دست یه سری دزد در اومده افتاده دست یه عده بدتر. بگذریم...

آمستردام شهریه که اگه تا حالا نرفتین سعی کنین حتما یه دفعه برین البته تا ازدواج نکردین! چون بعد از اون حتی اگه بخواین برین هم خانمتون نمیذاره برین. محلی که هتل ما قرار داشت در وسط شهر بود جایی که به محدوده چراغ قرمز معروفه. نمیدونستم چرا بهش میگن چراغ قرمز و فکر میکردم به خاطر اینکه عبور و مرور با ماشین در اون محدوده ممنوعه  اینجوری بهش میگن تا اینکه شب اومدیم یه خورده بیرون بگردیم و خیابون گز کنیم. دیدیم به به! جاتون خالی توی یه محوطه 500 متری هر ساختمون یه سری پنجره تمام قد داره که پشت این پنجره ها یه سری خانم از بور اروپایی گرفته تا سبزه امریکای میانه و جنوبی و سیاه آفریقایی و سفید آسیایی با شورت و سوتین در زیر نور قرمز اتاق کنار یک تخت خواب وایسادن و منتظر مشتری هستن.

از تابلوهای تبلیغاتی توی شهر فهمیده بودم که تو این کشور حتی سینه خانم ها رو هم که در کشورهای دیگه سانسور میشه نشون میدن ولی دیگه نمیدونستم تا این حد بی خیال این موضوعات هستند. خلاصه بالای هر کدوم از این پنجره ها یه لامپ قرمز گذاشته بودن که اگه خانم مشغول خدمات رسانی به توریست ها بودن پرده کشیده شده بود و چراغ روشن بود در غیر اینصورت خانم پشت پنجره وایساده بود و برای عابرین عشوه و قر و غمزه میومد و اگه بهشون خیره میشدی یه تعارف comme on in همراه با چشمک و لبخند هم تحویلت میدادن. ما که سوال نکردیم! ولی اونایی که پرسیدن قیمتش 50 یورو برای ده دقیقه بود که البته آخرای شب که مشتریها کم میشدن به 20 یورو هم میرسید.

یکی از همراهان ما میخواست با موبایل عکس بگیره، یعنی موبایل رو گرفته بود دستش و به بهانه اینکه داره با جایی حرف میزنه وقتی جلو پنجره رسید از طرف عکس بگیره که یه دفعه خانمه فهميد درو باز کرد و شروع کرد به رگبار فحش. دوست ما هم پاپیون کرد و از خیر این شر گذشت. ولی يکی ديگه از دوستان فرداش از راه دور يه عکس گرفت.

خلاصه براتون بگم از هر 10 مغازه تو اون محوطه 8 تاش مربوط به سکسه(از سکس شاپ تا استریپ تیز) و دو تای دیگه هم بار و کافه. کل شهر هم مثل ونیز روی آبه و بین هر ردیف ساختمون که ۲۰۰-۳۰۰ سال قدمت دارن یه کانال آب بزرگه که قایق از توش رد میشه و کناره این کانال یه سری قایق مجهز گذاشته شده و یه سری از مردم اصولا روی قایق زندگی میکنن! هوا هم همیشه مه آلود و ابریه و این چند روز که ما بودیم یه دفعه به مدت پنج دقیقه یه آفتاب کم رمق روی شهر تابید و دوباره ابری شد.

این از شهر، همزمان با ورک شاپ ما یه کنفرانس رباتیکی هم در همون محل برگزار میشد که تونستم بعضی از ارائه ها رو هم ببینم. آخرین ارائه مال یه دانشجوی دانشگاه UCLA بود که روی هواپیماهای هوشمند کار می کردن و از ناسا بودجه میگرفتن. کلی با افتخار و قیافه یکی از کاربردهای این هواپیما ها رو پیدا کردن بمب اتمی و سلاح های کشتار جمعی به صورت دسته جمعی و با همکاری همدیگه عنوان کرد. منم آخر ارائه اش پرسیدم ببخشید اگه یه ربات احمق توی رباتهای شما یه جایی رو فرضا مثل عراق! به اشتباه به عنوان منطقه حاوی سلاح های کشتار جمعی شناسایی کنه این گروه رباتهای شما چگونه این اشتباه رو جبران خواهد کرد! کلی بهش خندیدن. اون گفت رباتهای اونها قرار نیست عملی انجام بدن و فقط اطلاعات رو به سطوح تصمیم گیری ارائه میکنن.
بعدش چند تا از حاضرین گفتن از سوالت خیلی حال کردیم. همچنین گفتن این آمریکایی های احمق با همه دنیا مشکل دارن و فکر میکنن همه دنیا دشمنشونن، البته من نگفتم ایرانی هستم و اینکه ما هم با همه دنیا مشکل داریم و ما هم فکر میکنیم همه دنیا با ما دشمن هستند!

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

چرا هوش مصنوعي؟

اقا من برگشتم. از اقا سعید گل هم عذر میخوام که نشد جواب کامنتشون رو زودتر بدم. جوابشون رو تو همون کامنتها دادم. البته حالا فکر نکنی که تو رشته هوش مصنوعی فیل هوا میکنن. من صرفا چون از این رشته و مباحثش خوشم میومد اومدم این رشته یعنی درسهای شبکه عصبی، منطق فازی، پردازش تصویر، رباتیک، یادگیری، حسابگری زیستی خیلی مورد علاقه ام بودن. اونم زمانی که هنوز خیلی ها از این رشته چیزی نمیدونستن. یادمه بعضی ها فکر میکردن یه چیزیه تو مایه های دستیار اتاق عمل و ربط داره به بیهوش کردن افراد. اون زمان حتی شریف هم این رشته رو نداشت. فقط تهران و امیر کبیر ارائه میکردن. خودم هم با صحبت یکی از بچه ها فهمیدم تو این رشته چه خبره.

جهت اطلاع سعید، من و محمد رضا هر دو نرم افزار شریف خوندیم و هوش مصنوعی تهران. شب کنکور فوق هم برای هر دوی ما خاطره ای فراموش نشدنیه. با چند نفر از بچه های شریف که همگی اونا هم جزو ده نفر اول بودن تصمیم گرفته بودیم هم به خاطر عوض کردن فضای درسی و هم به خاطر یه جور اعتراض به سیستم دانشکده کامپیوتر بریم دانشگاه تهران. حالا یه سری میخواستن برن معماری کامپیوتر یه سری میخواستیم بریم هوش.

محمد رضا که با هم تو یه اتاق بودیم اول باورش نمیشد که من میخوام برم هوش تهران، اما وقتی کد رشته اولم رو دید اونم که تصمیم داشت نرم افزار شریف رو بزنه دودل شد. ما به استخاره اعتقادی نداشتیم ولی خب گفتیم برای کنجکاوی هم که شده بیا استخاره کن ببین هوش رو بزنی خوبه یا نه. یه آیه اومد که اونو تو تصمیمش مصمم کرد. با این مضمون: مومنین کسانی هستند که در کارهای خیر تسریع میکنن. المومنون ...الذین یسارعون فی الخیرات. خلاصه این آیه کار خودش رو کرد و اونم زد هوش تهران.

الان خیلی از انتخابم خوشحالم و امیدوارم محمد رضا هم همینطور باشه! فرصت خوبی بود و رشته خوبی با استادای خوب و دانشگاه خوب. دکتر لوکس، نوابی، سلطانیان زاده (که البته من باهاش درس نداشتم)، و از همه مهم تر دکتر نیلی که تازه از ژاپن اومده بود و پر انرژی بود و من اولین دانشجوش بودم. سال بعد هم نفرات اول شریف و کنکور فوق لیسانس اومدن تهران و کم کم آزمایشگاه رباتیک دانشگاه تهران به همت دکتر نیلی و همچنین آزمایشگاه دکتر نوابی رونق گرفت.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

هيئت چهارده معصوم

 

حدود ده سال پیش سال ۷۳ توی خوابگاه طرشت ۳ شریف بودم. یادمه تاسوعا عاشورا بود، یه خورده هم هوا رو به گرمی رفته بود. اولین سالی بود که تاسوعا عاشورا رو تهران بودم و نمیدونستم که این دو روز همه مغازه ها بسته میشه. بقیه بچه های هم اتاقی هم یادشون نبود چیز میز بگیرن.

اون موقع بوفه خوابگاه هنوز راه نیفتاده بود و علی آقایی در کار نبود. تمام مواد غذایی که داشتیم روز تاسوعا تموم شد. صبح عاشورا تا به خودمون اومدیم دیدیم هیچی برای خوردن نداریم. حتی یه دونه نون هم نبود. اتاق بغل هم که هم بالکنی ما بودن هیچی برای خوردن نداشتن. شده بود عاشورای واقعی. موندیم هفت هشت دانشجوی گشنه.

هیچ کدوم هم اهل این نبودیم که بریم از هیئت ها غذا بگیریم. یعنی از یه طرف آشنا نبودیم با هیئت ها و رومون نمیشد و از طرف دیگه چون روز تعطیل بود تا لنگ ظهر خوابیده بودیم و ساعت یک بعد از ظهر بود که فهمیدیم ناهار نداریم که اون موقع هم هیئت ها غذاشون تموم شده بود.

تنها چیزی که به فکرمون رسید یخچال های توی راهرو ها بود. تا حالا اين کار رو نکرده بوديم ولی گشنگی بود کاريش نميشد کرد. همه رو سر زدیم. دیدیم گرسنگان قبل از ما همه چی رو درو کرده بودن. میوه ها، مربا ها، تن ماهی ها، تخم مرغها همه ناپدید شده بود. حتی طبقه چهارم که مال فوق لیسانس ها بود و به دلیل دزدی کمتر یخچال ها رنگ و روش بهتر بود هم هیچی نداشت. توی یکی از یخچال ها یه کمی ماست بود اون رو برداشتیم. یه تیکه نون باگت هم مال چند هفته پیش بین نون های کپک زده، سالم مونده بود، ولی عین تخته خشک شده بود. هفت هشت نفری با اشتهای تمام خوردیم ولی بعدش بیشتر گشنمون شد و قار و قور شکممون شروع شد.

تنها چیز قابل خوردنی که مونده بود چای بود. اونهم از نوع چای پشکل نشان یا دومشت نشان خوابگاه(یعنی باید دو مشت چای میریختی تو کتری تا رنگ میگرفت). چای دم کردیم و خوردیم. قار و قور شکممون بیشتر شد.

ساعت پنج و نیم شد یه دفعه بلندگوی خوابگاه اعلام کرد دانشجوهایی که ناهار نخوردن بیان نمازخونه ناهار بخورن!!! برای ما انگار معجزه شده بود. ساعت پنج بعد از ظهر گشنه باشی بعد تو بلندگو اونم تو خوابگاه صدات بزنن بیا ناهار بخور! سریع دمپایی های تا به تای خوابگاه رو پوشیدیم و پریدیم نمازخونه. دیدیم بعله هیئت خوابگاه که اسمش هیئت چهارده معصوم بود رفته بودن سینه زنی و عزاداری شمال تهران تازه برگشته بودن. میخواستن ناهار بخورن. غذا زیاد داشتن بقیه دانشجوها رو هم به فیض رسوندن. جاتون خالی چقدر خوشمزه بود و چقدر چسبید غذاشون!!

راستی اون موقع یه مداح داشتن به اسم احمد عباسی. وقتی من اومدم بچه های نسل های قبل از من میگفتن اونجا بوده. بعدش هم که ما رفتیم شنیدم کارت دانشجویی اش رو یه ده سالی عوض کرده بودن شده بود هم ورودی ما هفتاد و دویی. هنوز هم مثل اینکه میخونه؟ کارش هم خوب گرفته و رقیب حاج منصور شده؟ البته از حق نگذریم صداش بهتر از حاج منصور بود.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

مسابقات کشتی رباتها robot wrestling

مسابقه کشتی رباتها در انتاريوی کانادا برگزار ميشه و به سبک کشتی سومو ژاپنيه. البته رباتها کاملا مستقل نيستند و از راه دور توسط انسان کنترل ميشن ولی يه قسمت هم برای رباتهای مستقل گذاشته شده.

بخش های مختلف مسابقه عبارتند از: سوموی کلاسيک، سوموی هوشمند، رقص رباتها، نقاشی رباتها، سوموی مستقل و سوموی سبک وزن.

لينک خبر...

The Ontario College of Art & Design's Sumo Robot Challenge will take place at the Ontario Science Centre on March 27.
This year's competition will take place in the following categories: Sumo Classic, Sumo Clever, Dancer or Painter, Sumo Autonomous, Sumo Lightweight.

more reading...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

صخره های مريخ زير آب

آژانس فضانوردی آمريکا می گويد که آن بخش از مريخ که کاوشگر آپورچونيتی در آن فرود آمده است زمانی زير آب بوده است. مريخ نورد آپورچونيتی (فرصت) بيش از يک ماه قبل در گودال کوچکی در مجاورت خط استوای مريخ در منطقه ای که به "مريديانی پلنوم" موسوم است فرود آمد. ناسا می گويد در صخره های اين ناحيه که لايه لايه هستند، نشانه های غيرقابل ترديدی از تماس آنها با مقدار زيادی آب در گذشته به چشم می خورد.

ادامه خبر...

من هفته آينده به خاطر يه سفر کاری بايد برم بلژيک و هلند و نميتونم وبلاگ رو به روز کنم.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

ربات مينياتوری a miniature robot

رباتی به اندازه نصف قطر موی سر(۵۰ ميکرومتر) در پروژه ای که ناسا تامين مالی کرده توسط دانشگاه کاليفرنيا، لس آنجلس UCLA ساخته شده. اين ربات به قلب يک موش متصله و نيروی محرکه اش رو از انبساط و انقباض ماهيچه های اون ميگيره. اين کار برای اولين بار در جهان انجام ميشه و از اين نظر اهميت داره که قدم مهمی برای ساخت رباتيه که ميتونه از محيط اطرافش مانند موجودات زنده تغذيه کنه و نيروی حرکتی لازمش رو تامين کنه. 

لينک خبر...

A robot half the width of a human hair has been given legs powered by living heart muscle. It is the first time muscle tissue has been used to propel a micro-machine.

The device, created at the University of California in Los Angeles, is an arch of silicon 50 micrometres wide. Attached to the underside of the arch, a cord of rat heart muscle fibres has been grown. Contraction and relaxation of the heart tissue makes the arch bend and stretch to produce a crawling motion.

read more...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

بسکتبال رباتها Robot Basketbal


این مسابقه با شرکت 31 تیم مکانیکی اول مارس در دانشگاه دوک برگزار خواهد شد. رباتها باید در یک زمان دو دقیقه ای توپهای پینگ پنگ را به سبدهای حریف شلیک کنند. این سبدها در ارتفاعات مختلف نصب شده و متناسب با ارتفاع، امتیاز خواهند داشت.

قابل توجه دانشجويان مکانيک که موفق به خريد سربازی نميشوند. با شرکت در اين مسابقه و کسب مقام از سربازی معاف شويد!


لینک خبر...

Thirty-one robots will battle it out in a mechanized-basketball competition March 1 at Duke University. Each team's goal is to score with as many Ping-Pong balls as possible in a 2-minute round. To give teams incentive to try riskier shooting, this year's court features an unusual three baskets in different heights on each side. The assigend points for each goal depends on the height of the corresponding basket.
The news link...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

PC-BOTS

شرکت رباتيکی وايت باکس به کمک شرکت وی آی ای کامپيوترهای متحرکی ساخته اند که علاوه بر دارا بودن تمام امکانات يک کامپيوتر، ربات متحرک نيز هستند. اين رباتها دارای مادربوردهای Mini-ITX هستند که سخت افزارهايی همچون هارد ديسک، CD، DVD، webcam ، کارت شبکه بی سيم و ... به آن اضافه شده و در کيس هايی به شکل يک ربات قرار ميگيرند.

اين رباتها تمام کارهای يک کامپيوتر را انجام ميدهند و علاوه بر آن ميتوانند به عنوان نگهبان خانه در زمان عدم حضور شما در خانه عمل کنند. همچنين شما با استفاده از شبکه بی سيم داخل خانه و ارتباط اينترنتی ميتوانيد از اوضاع خانه در مسافرت با خبر شويد و يا دستوراتی برای اجرا به ربات گوشزد کنيد.

سايت شرکت وايت باکس روبوتيک...

سايت شرکت وی آی ای تکنولوژی...

White Box Robotics has teamed with VIA Technologies, Inc. to create an entirely new industry called PC-BOTS. These robots are powered by an industry standard VIA Mini-ITX mainboard. This mainboard along with other hardware such as hard drives, CD-Burners, DVD drives, web cams, etc., are then installed in the White Box Robotics mobile platform. The end result is a high-tech, functional mobile robot plus a computer.

They can do anything a PC can do, plus patrol your house for intruders, run errands, and allow you to check on your house while away from home. You see what the robots sees via a remote internet connection.

VIA Technologies...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

خدای مسلمونا

يه دوست الجزايری دارم به اسم سمير. اونم مسلمونه. ديروز اومده پيش من ميگه: چند مدت پيش که کشورتون زلزله اومد کلی کشته شدن. بعدش که هواپيماتون سقوط کرد کلی کشته شدن. حالا شنيدم دوباره زلزله اومده باعث حرکت قطار شده و انفجارش کلی کشته و زخمی داده.

گفتم خب منظور؟ ميگه بابا اين چه خداييه که ما مسلمونا داريم. هر چی بدبختيه سر ما مسلمونا مياد. برای چی ما پس نماز ميخونيم. خدای مسيحيا خيلی هواشون رو داره درسته هر چی نفته سهم مسلمونا شده ولی از اونور هر چی جنگ و بدبختيه هم سهم مسلمونا شده. وسط روسيه يه منطقه مسلمون هست به اسم چچن. اونجا جنگه. وسط اروپا يه جای مسلمون بود اونم آلبانی سابق. جنگ شد. خاور ميانه که قربونش برم. خلاصه اين وسط يه جای کار اشتباهه.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

ربات پذيرش

ربات بالا که البته هنوز تکميل نشده رباتيه برای پذيرش مراجعين در يک شرکت يا يک نمايشگاه. فعلا به جای سر ربات يه مونيتور گذاشته شده و يه سر انيميشنی با مراجعه کننده صحبت ميکنه.

اين ربات ميتونه ورود مراجعه کننده رو تشخيص بده، بهش خوش آمد بگه و اگه کاربر ميخواد جايی رو پيدا کنه يا سوال ديگه ای داره بهش جواب بده. يه صفحه کليد هم گذاشتن که مراجعه کننده سوالش رو تايپ کنه.

در اينده اين ربات قراره بسته های پستی رو تحويل بگيره و رسيد بده به پستچی. به مراجعه کننده نوشيدنی تعارف کنه و يه ربات آبدارچی نوشيدنی براش بياره و حتی با استفاده از سرورهای پردازش کننده صحبت به تلفن ها هم جواب بده.

دانشگاه CMU هم اون رو داره ميسازه. مطالعه بيشتر...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :