خود را بیازمایید(3)

 اگه کسی مساله ترازو و وزنه های تقلبی رو حل کرده برای من هم بفرسته که من هم بدونم.
یه مساله جدید میگم که ببینین قدرت استنتاجتون چقدره.
فرضهای مساله:
یه قبیله از آدمای عجیب و غریب توی جنگل ها و دور از تمدن زندگی میکنند.
1- افراد قبیله خیلی باهوشند و قدرت استنتاج فوق العاده ای دارند.
2- افراد قبیله نمیتونند با همدیگه حرف بزنند یعنی قدرت ارتباط با کلام یا با اشاره ندارند.
3- فقط رهبر قبیله میتونه با اونا حرف بزنه و بقیه هم حرفای رهبر قبیله رو میفهمن.
4- دستورات رهبر قبیله رو حتما اجرا میکنند.

یه روز رهبر قبیله میاد میگه من برای یه مدتی میخوام برم یه جای دور. دوست دارم وقتی بر میگردم یه کاری رو به خاطر قبیله انجام داده باشین:
- در میان شما فرد یا افرادی هستند که خال سیاه رنگی روی پیشونیشونه.
- هر کدوم از این افراد خالدار وقتی از این قضیه مطمئن شد، حداکثر تا طلوع آفتاب روز بعد وقت داره خودشو بکشه.
رییس قبیله میره مسافرات و افراد قبیله هم هیچ وسیله ای که عکس خودشون رو توش مشاهده کنن مثل آینه یا آب در اختیار نداشتن. توجه کنین که با همدیگه صحبت یا اشاره هم نمیکنن. فقط قیافه بقیه(و نه خودشون) رو میبینن.
قبل از طلوع آفتاب روز هشتم آخرین فرد خالدار خودش رو میکشه.

حالا مساله اینه که پیدا کنین چند نفر از افراد قبیله خالدار بوده اند.

 راهنمایی:

با استقرا حلش کنین. اول فرض کنين فقط يه فرد خالدار تو قبيله وجود داره بعد خودتون رو جای اون فرد خالدار بذارين که ميبينه هيچ کس خال نداره و نتيجه ميگيره که خودش خال داره... حالا خودتون رو جای افراد ديگه قبيله بذارين که ميبينن يه نفر تو قبيله خالداره ولی نميدونن خودشون هم خال دارن يا نه. نکته اينه که کی میفهمن خودشون خال ندارن؟

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

آموزش معلولین

 
دانشجویان آزمایشگاه رباتیک دانشگاه تهران دو سال پیش تونستند مقام دوم مسابقات روبوفستای(RoboFesta) ژاپن رو در قسمت رباتهای هميار(Partner Robots) کسب کنند. اونها صندلی چرخداری خاصی رو طراحی کرده و ساخته بودند که برای آموزش معلولین کاربرد داره. در شکل بالا میتونین این سیستم رو مشاهده کنین.
این سیستم شامل یک زیر سیستم مبتنی بر واقعیت مجازی(Virtual Reality) هستش که به آموزش دهنده امکان میده محیط های مختلفی رو شبیه سازی کنه، در حقیقت محیط هایی که فرد معلول غالبا با اونها سر و کار داره. فرد معلول در حین آموزش با صندلی میتونه محیط اطرافش رو با استفاده از عینک مخصوص سه بعدی ببینه و حس واقعی تری داشته باشه.
زیر سیستم دیگه برای شبیه سازی تکان های ناشی از برخورد صندلی به دیواره ها  و اجسام محیطه که کمک میکنه معلول بتونه نتیجه حرکتش رو لمس کنه اما بصورتی کاملا بی خطر. شکلش رو میتونین در زیر بببینین.
 

 

یک زیر سیستم دیگه (که تو شکل پايين مشخص تره) ماوس مخصوصیه، تشکیل شده از یک اشاره گر لیزری که بر روی سر معلول نصب میشه و یک صفحه مستطیلی سياه رنگ و یک دوربین در پشت این صفحه. صفحه و دوربین روی مونیتور روبروی معلول قرار داده میشه و معلول میتونه بدون استفاده از دست و تنها با حرکات سر اشاره گر لیزری رو روی صفحه جابجا کنه. محل نور تابیده شده از اشاره گر لیزری بر روی صفحه توسط دوربین تشخیص داده میشه و با ترکیب اون با سیستم تولید تصویر، منظره اطراف صندلی برای معلول نشون داده میشه. مثل اینکه معلول روی صندلی در دنیای واقعی نشسته و با برگردوندن سرش اطرافش رو مشاهده میکنه.


اینگونه سیستم ها به دلیل آزادی حرکت معلول و بی خطر بودن آن علاوه بر تسریع یادگیری آنها باعث افزایش اعتماد به نفس آنها نیز میشود.

البته در مورد این سیستم چند نکته ویژه رو هم باید بگم:
یکی اینکه ثابت میکنه اگه مغزمون رو بکار بندازیم حتا با وجود کمبود امکانات میتونیم سیستمی پرکاربرد بسازیم.
دوم اینکه با این سیستم میتونین هم فوق لیسانس بگیرین، هم پذیرش از خارج بگیرین و هم سربازی رو معاف شین. چون تیم های دانشجویی که در مسابقات بین المللی مقام اول تا سوم کسب میکنن از سربازی معاف میشن.
و سوم و مهمتر از همه میتونین همسر آینده تون رو در خلال کار گروهی پیدا کنین. تبریک صمیمانه به سید مجید مجدالاشرافی و الهام (اگه درست گفته باشم) خانمشون.

افرادی که در این پروژه سهیم بودن:
دکتر مجید نیلی احمد آبادی سرپرست پروژه
سید مجید مجد الاشرافی
پریسا اسلامبولچی
رضا پدرامی

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

جراحی از راه دور

نسبت تعداد پزشکان در هند به کل جمعیت هند چیزی در حدود یک به 15500 است. اما بیشتر آنان در شهرها زندگی میکنند و این در حالی است که 70 درصد جمعیت هند را روستا نشینان تشکیل میدهند. پراکندگی نامناسب پزشکان نسبت به جمعیت، استفاده از درمان از راه دور را امری الزامی جلوه میدهد.
ایده درمان از راه دور استفاده از ارتباطات سریع اینترنتی برای مبادله اطلاعات میان بیمار و پزشک است. دو سازمان دولتی در هند متولی این کار هستند: سازمان تحقیقات فضایی هند و وزارت تکنولوژی اطلاعات. در حال حاضر 200 سایت برای این هدف ساخته شده و با خطوط 128 کیلوبیت به هم وصل شده اند. اطلاعاتی همچون اطلاعات رادیولوژی و کاردیولوژی و آزمایشات پزشکی برای پزشکان متخصص فرستاده شده و در بیمارستانهای مجهز شهرها مورد بررسی قرار میگیرد. در صورت لزوم کنفرانس ویدیویی میان دو طرف برقرار شده و پزشکان به معاینه دقیق تر بیمار میپردازند.
خدمات این نوع درمان در دو حادثه اخیر در هند توجه مسئولان را برای سرمایه گذاری بیشتر جلب کرده است: زلزله در ایالت گجرات در ژانویه 2001 و خدمات ارائه شده در یک فستیوال مذهبی هندوها که هر 12 سال یکبار برگذار میشود و سال قبل 25 میلیون زایر هندو را به سواحل رودخانه گنگ کشانده بود. در این فستیوال علاوه بر درمان بیماران، سطح باکتری وبا در آب رودخانه نیز از راه دور کنترل میشد.

برای مطالعه بیشتر در زمینه مراقبت های پزشکی،
داروخانه، دندانپزشکی، رادیولوژی و کاردیولوژی از راه دور ...

پژوهشگران رباتیک پارا فراتر گذاشته و اولین جراحی از راه دور را به کمک یک بازوی بسیار دقیق در 19 سپتامبر 2001 انجام دادند. این جراحی بر روی مثانه یک زن 68 ساله در غرب فرانسه انجام گرفت و بازوی رباتیکی توسط جراحان آمریکایی در محلی حدودا 7000 کیلومتر دورتر از محل عمل کنترل میشد.
دو محل با لینک سریع فیبر نوری به یکدیگر متصل شده بودند و تاخیر بین حرکات جراح تا برگشت تصویر ربات حدود 200 میلی ثانیه بود. تاخیر بیش از یک سوم ثانیه در این گونه جراحی ها خطرناک است. برای جراحی های دقیقتر همچون جراحی مغز یا چشم حتا تاخیر کمتری مورد نیاز است.
 


جراحی از راه دور تنها در زمان دور بودن جراح و بیمار کاربرد ندارد. یکی از بزرگترین مشکلات جراحان لرزش بی اختیار دستشان است. اگرچه به مرور زمان تجربه جراحان بیشتر و کیفیت عمل آنها بهتر میشود اما در عین حال به دلیل افزایش سن، لرزش دستان آنها نیز محسوس تر میشود. تا جایی که بعد از مدتی قادر به عمل های دقیق نخواهند بود. نکته اميدوارکننده در تناوبی بودن اين لرزش ها است.
در حال حاضر دستکشهای خاصی ساخته شده که حرکات دست جراح را در فضای سه بعدی تشخیص میدهند. از میان این حرکات، لرزش تناوبی دست فیلتر شده و مابقی حرکات به بازوی دقیقی که بر روی بدن بیمار در حال انجام عمل است منتقل میشود. برای انجام عمل های دقیق تر، جراحی بر روی مدل مصنوعی و بزرگتری از اندام بیمار انجام گرفته و حرکات در مقیاس کوچکتر بر روی اندام واقعی پیاده میشود.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

نظرخواهی

يکی از عواملی که برای به روز نگه داشتن وبلاگ به آدم نيرو ميده نظراتيه که شما در قسمت نظرخواهی مينويسين. چه بد بگين و چه خوب. چون هر دوتاش يعنی اينکه شما وبلاگ رو با دقت ميخونين به هر حال. خوشحال ميشم اگه نظراتتون رو در حين خوندن مطالب راجع به اون بنويسين. منظورم اين نيست که تعريف کنين از مطلب. اگه نکته اشتباهی در اون ميبينين، اگه پيشنهاد جديدی دارين و خلاصه هر چيزی که کمبودش رو احساس ميکنين خوشحال خواهم شد اون رو بدونم. مطمئن باشيد اگه بد بگيد اون رو پاک نميکنم.

ميشه در وبلاگ از موضوعاتی نوشت که خواننده زياد داره و به يکباره تعداد خوانندگان وبلاگ رو زياد ميکنه مثل سکس يا موضوعات سياسی و فحش کاری به اين و اون. اما هدف اين وبلاگ لذت بردن شما از شاخه کوچکی از علومه که به کامپيوتر، الکترونيک، مکانيک، زيست شناسی و علوم شناختی مربوط ميشه. چون وقتی آدم ميبينه با همين فرمولهای ساده رياضی و فيزيک چه کارهايی انجام ميشه، کيف ميکنه و انگيزه ميگيره برای کار مشابه. برای من تعداد بازديدکنندگان مهم نيست. به همين دليل شمارنده نذاشتم ولی برام مهم هست که بعد از خوندن هر مطلب حس کنين وقتتون رو بيهوده تلف نکردين و اطلاعاتتون با چند دقيقه پيش فرق کرده.

پس لطفا اگه از مطلبی خوشتون اومده بگين چرا و اگه بدتون اومده بگين چرا. در ضمن يادتون نره که همون قدر که شما وقت ميذارين برای نوشتن نظرتون، چندين برابرش رو من وقت ميذارم برای پيدا کردن مطلب، ترجمه و يا سر هم کردن چند مطلب.

موفق باشين.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

اتومبيل های هوشمند

 
پژوهشگران موسسه سیستم های مکاترونیک در شهر وینترتور سوییس اتومبیلی ساخته اند که میتواند محلی برای پارک کردن خود پیدا کرده و بدون برخورد به ماشین های دیگر یا در و دیوار، پارک دوبل را انجام دهد. این محققین کار خود را پارک کردن بدون استرس مینامند. سیستم آنان تحت عنوان پارک هوشمند جایزه تکنولوژی سال 2002 سوییس را از آن خود کرده است.
چارلز بروم(Charles Brom) رییس این موسسه و تیم تحقیقاتی اش، ماشین دایملر کرایسلر را برای تست مدل خود انتخاب کردند. این ماشین امکانات لازم برای پیاده سازی چنین سیستم هوشمندی را در  خود دارد: از جمله یک سیستم الکترونیکی تغییر دنده و یک شبکه Can bus (یک پروتکل شبکه که در صنعت محبوبیت زیادی دارد) برای ارتباط اجزا الکترونیکی خود.
محققین سنسورهایی برای تشخیص سرعت ماشین و تشخیص فاصله اشیا اطراف ماشین به همراه یک میکروکنترلر Java MEC که کار رله سیگنال های لازم برای سیستم چرخش و ترمز را بعهده دارد، یک سیستم مدیریت موتور و یک سیستم تغییر دنده به آن اضافه کردند. بزرگترین مشکل طراحان این سیستم، کنترل ماشین در سرعت بسیار پایین بود که برای پارک کردن اتومبیل لازم است. این برنامه کنترل نیاز به تغییراتی دارد تا ماشین را قادر سازد به صورت اتوماتیک از محل پارک خارج شود(در حال حاضر این سیستم فقط قادر به پارک کردن است).

 


پژوهشگران شهر کاردیف در ولز انگلستان پا را فراتر گذاشته و نمونه اولیه تاکسی های اتوماتیکی ساخته اند که مانند تراموا مسیر خاص خود در خیابان را دارد و در نتیجه مشکل پارک کردن را نیز ندارد. طبق گفته مارتین لاوسن(Martin Lowson) مدیر اجرایی شرکت سیستم های پیشرفته حمل و نقل در بریستول، در این پروژه که Ultra PRT نام دارد تاکسی های شخصی بدون راننده با ظرفیت 4 نفر در هر ایستگاه دلخواه و در هر زمان دلخواه مسافرین را با سرعت 40 km/h به مقصد دلخواه میرسانند(باید توجه داشته باشید که سرعت اتومبیل ها در مرکز لندن حدود 5 و اتوبوسها به طور متوسط 13.5 کیلوتر بر ساعت است). این تاکسی ها بر روی شیارهایی به عرض 150 و عمق 45 سانت حرکت میکنند(شکل بالا).
اگر تاکسی در ایستگاهی توقف نکرده باشد، حضور مسافر در آن ایستگاه توسط سنسورهای تعبیه شده تشخیص داده شده و تاکسی به صورت اتوماتیک از نزدیک ترین نقطه به آن محل فرستاده میشود. با تعیین مقصد توسط مسافرین و ارتباط با سیستم مرکزی، سریعترین مسیر به مقصد از مرکز کنترل ترافیک به تاکسی ارسال شده و تاکسی به سمت ایستگاه مقصد به راه می افتد. این سیستم هم اکنون به صورت آزمایشی در این شهر مشغول به سرویس میباشد و در صورت موفقیت در دیگر شهرهای انگلیس و یا شاید دیگر کشورها پیاده شود. بزرگترین مشکل این سیستم تامین هزینه اولیه ریل گذاری است.
 


 

مطالعه بيشتر:www.advancedtransit.org و http://www.atsltd.co.uk

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

حل معمای انشتين

اين معمای انيشتين مثل اينکه طرفداران زيادی پيدا کرده و همه ميخوان جزو اون دو درصد باشن. با تشکر از دوستانی که راه حلش رو با ميل فرستادن، جوابش اينجوری ميشه:

۵ 

۴

۳ 

 ۲

 ۱

 سوئد 

آلمان

 انگليس

 دانمارک

نروژ 

سفيد 

سبز 

قرمز 

آبی 

زرد 

آبجو  

قهوه

شير 

چای 

آب 

بلومستر 

 پرنس

پالمال 

بلندز 

دانهيل 

سگ 

 ماهی

پرنده 

اسب 

گربه 

اگه ترتيب خونه ها رو از راست به چپ فرض کنين يه ترتيب ديگه ميشه ولی خب در جواب مساله تغييری ايجاد نميشه.

 در يه فرصت مناسب راجع به سفر لهستان که برخلاف تصور من خيلی کشور قشنگی بود توضيح ميدم.

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

هوش بازاری!

نکته اول اينکه من از چهار شنبه تا يکشنبه هفته آينده دارم ميرم يه کنفرانس در لهستان و در خدمتتون نيستم. اگه اونجا ميتونستم يه کامپيوتری پيدا کنم که بشه توش فارسی نوشت باز حرفی نبود ولی احتمالش صفره. وقتی برگشتم راجع به اتومبيل های هوشمند در سوييس و انگليس، جراحی از راه دور در هند، ويلچر ساخته شده برای آموزش معلولين در دانشگاه تهران و برنده جايزه دوم روبوفستای ژاپن براتون مطالبی رو خواهم نوشت.

نکته دوم با تشکر از دوستم محمد رضا که این مساله رو سال قبل! بهم گفت و برای لحظاتی منو سر کار گذاشت:

این مساله اصلا مشکل نیست و یه بازاری میتونه در آن واحد حلش کنه؛ اما بعضی از کسايی که ریاضیشون قويه مثل خر تو گل میمونن و شاید چند دقیقه بهش فکر کنن یا چند تا جواب متفاوت بدن. باور کنین از فوق لیسانسش هم سوال شده و نتونسته درست جواب بده. حالا میدونین دلیلش چیه؟. اونی که ریاضی بلده میخواد با معادله نوشتن حلش کنه ولی بازاری بلده چجوری محاسباتش رو ساده کنه که بتونه ذهنی انجام بده.

 

و اما مساله:

من یه جنس از شما میخرم 12 تومن به شما میفروشم 13 تومن از شما میخرم 14 تومن و به شما میفروشم 15 تومن. من چقدر سود کردم؟

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

اجتماعات هوشمند

ژانویه سال 2001 اتفاق جدیدی در فیلیپین روی داد که قدرت تکنولوژی اطلاعات را یک بار دیگر به رخ سیساستمداران کشید. دو سال پیش مردم فیلیپین تظاهرات آرام و صلح آمیز خود را با براندازی پرزیدینت جوزف استراوا به پایان رساندند. تظاهراتی که هماهنگی بین شرکت کنندگان آن از طریق پیغام های متنی روی تلفن های همراه انجام شده بود.
اعتراضات سیاسی یک امر خطرناک است. اگر تعداد افراد شرکت کننده زیاد باشد میتواند موفقیت آمیز باشد اما اگر تعداد افراد کم باشد نه تنها به شکست منجر میشود بلکه موجب دردسر بیشتر شرکت کنندگان نیز خواهد شد. هوارد رین گلد(Howard Reingold)  نویسنده معروف و تحلیلگر تکنولوژي، مجموعه هایی همچون راهپیمایان فیلیپینی را «اجتماعات هوشمند(smart mobs)» مینامد. پدیده جدیدی که وی کتاب جدید خود را بر همین اساس نام نهاده است. موضوع کلی این کتاب تقابل تکنولوژی اطلاعات به خصوص موبایل کامپیوتینگ (ببخشید که انگلیسیش رو نوشتم ولی به نظر من ترجمه اش که میشه پردازش متحرک خیلی ناخواناست) و رفتار جمعی بطور عمومی – نه تنها رفتار سازمان یافته ای همچون راهپیمایان فیلیپینی -است.
به عنوان مثال وی پیش بینی میکند در آینده هر نقطه در دنیای فیزیکی برای خود وب پیج هایی خواهد داشت که در آن کاربران توصیه های خود و درجه بندیهای خود را ارائه میکنند؛ شبیه آنچه هم اکنون در سایت آمازون درباره کتابها صورت میگیرد. اگر موبایل شما یا کامپیوتر جیبی (PDA) شما دستگاه GPS نیز داشته باشد(یعنی در هر لحظه بدانید در کدام نقطه دنیا هستید) آنگاه ممکن است نظرات reviewer ها، شما و دیگران را از رفتن به رستورانی که هم اکنون در مقابل آن ایستاده اید باز دارد.
وی دو بار پیش نیز آینده تکنولوژی اطلاعات را به درستی پیش بینی کرده بود: در سال 1985 اهمیت انقلابی کامپیوترهای شخصی را-درست زمانی که تازه مکینتاش به بازار آمده بود و قبل از به بازار آمدن ویندوز 1-  و در سال 1994 ایجاد یک جامعه مجازی را - درست زمانی که تازه داشت وب گرافیکی متولد میشد-.
قسمتی از تغییرات اجتماعی که او پیش بینی کرده بود تا کنون در جاهایی همچون ژاپن، آمریکا و انگلیس ظاهر شده اند. به عنوان مثال گروهی از جوانان، بدون هماهنگی قبلی و فقط با تکیه بر پیغام های متنی روی موبایل های خود در یک مکان عمومی جمع شده و سپس مانند پرندگانی که روی سیم نشسته اند ناگهان پراکنده میشوند.
وی پیش بینی میکند احساس ما از زمان تغییر خواهد کرد و دیگر دیر کردن سر قرارها بد نخواهد بود! زیرا تابوی آن با تابوی نداشتن موبایل جایگزین خواهد شد! (ما ایرانیها خیلی زودتر این رو فهمیدیم). در آینده گوشی موبایل شما به یک رابط همه منظوره برای کنترل از راه دور وسایل تبدیل خواهد شد. وسایل خانگی، چراغها و قفل درهای خانه شما از هر نقطه دنیا قابل کنترل خواهند بود و شما میتوانید از محل کار خود که احتمالاً در یکی از اتاقهای منزل خودتان خواهد بود! به وب کم کار گذاشته شده در اتاق خواب کودک خود وصل شوید و در عین حال به رییس جمهور منتخب خود نیز رای بدهید.
رین گلد تصدیق میکند که اینگونه تکنولوژیها همیشه در جهت آرمانی به پیش نمیروند و مشکلات خاص خود را در روی دیگر سکه خواهند داشت. علاوه بر احتمال کنترل و ردیابی پیغام ها، نظرات، خریدها، یا مسافرتها از میان اطلاعات مبادله شده بین گوشی ها(که دیگر یک گوشی ساده نیستند بلکه منشی شخصی شما هستند) توسط دولتها یا آژانس های تجاری، یک مساله مهم تر عملی پیش خواهد آمد: حصول اطمینان یا شهرت در دنیای بی سیم. چگونه میتوانید مطمئن باشید طرف مقابل شما همان کسی است که شما انتظار دارید. یا اینکه افراد میتوانند بدون فاش شدن هویت واقعی خود به شهرت برسند؛ درست مانند مش قاسم هکر!
رین گلد در پیش بینی های خود آینده تکنولوژی را به صورت جهانی بررسی کرده و شاید در پیش بینی های خود حتا برای لحظه ای کشوری مانند ایران را به حساب نیاورده است. اگر چه واژه «تکنولوژی اطلاعات» یا همان آی تی گویی اختصاصاً برای پرکردن دهان و جیب برخی از سیاستمداران مملکت ما یا کاسه لیسان اطراف آفریده شده( و شاید خیلی از آنها حتا ندانند آی تی مخفف چه کلماتی است) اما آنچه تا کنون بخش ناچیزی از سر دراز خود را در صحنه سیاسی اجتماعی ایران نشان داده است دستیابی مردم به حقایقی(گاه مخلوط شده با شایعاتی) است از پشت پرده سیاست که هر روز با سرعت نور از طریق میل ها یا وبلاگ های معمولاً ناشناس جابجا میشوند و سیاسیون را گاه منفعل و گاه ناچار به موضع گیری و عکس العمل میکنند. آنها بر اثر سهل انگاری خود خروجی سدی را گشوده اند که نه تنها دیگر توان بستن آن را ندارند بلکه هر لحظه روزنه آن بزرگتر میشود. اگر چه هنوز مبادله پیغام متنی در ایران آنگونه رواج نیافته که از آن برای اینگونه هماهنگی ها استفاده شود اما بعید نیست در آینده متنی بدین مضمون بر سر در برخی وبلاگها مشاهده شود: این وبلاگ به علت شرکت در مراسم راهپیمایی موقتا تعطیل میباشد.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

جنگ سيليکون با کربن

آقا محسن با تشکر از نظرات شما و بقيه دوستان، راستش تو علمی کردن قضیه مشکلی نیست ولی مساله اینه که اونی که میخواد مطلب تخصصی این کار رو بخونه نمیاد سراغ این وبلاگ. به نظر من بهتره مطالبی رو که نميشه تو کتاب ديگه ای پيدا کرد اينجا بنويسيم. حالا باز هم بايد صبر کنيم و نظر خواننده های ديگه رو هم جويا بشيم. باز هم متشکر....و اما مطلب امروز

موجودات زنده بیشتر از عنصر کربن تشکیل شده اند و تراشه های کامپیوتری بیشتر از ماده ای به نام سیلیکون. حالا نکته جالب اینه که اگه جدول تناوبی عناصر رو نگاه کنین سیلیکون زیر کربن قرار گرفته. من تو درس شیمی خوب نبودم و ازش متنفر بودم؛ ولی یه چیزایی یادم میاد که قرار گرفتن این دوتا به این صورت زیر هم یعنی باید یه سری خواص مشابهی داشته باشند. حالا سوالی که به ذهن آدم میرسه اینه که وقتی موجودات کربنی تونسته اند موجوداتی هوشمند باشند؛ آیا سیلیکون هم میتونه موجوداتی هوشمند تولید کنه؟

شاید بشه پاسخ سوال رو از گری کاسپاروف استاد بزرگ شطرنج جهان- کسی که بالاترین درجه رو در شطرنج کل تاریخ داره- وقتی از سالن مسابقه با کامپیوتر شطرنج باز IBM خارج میشد جویا شد. این مسابقه، شش سال پیش با پیروزی تاریخی سوپر کامپیوتر شطرنج باز آی بی ام، دیپ بلو(Deep Blue ( به پایان رسید و به نوع خود پیروزی بزرگی برای علم هوش مصنوعی محسوب میشد.

آرشیو مسابقه ديپ بلو با کاسپاروف...

شاید در اون زمان سهم اعظم پیروزی به طراحان پردازنده های متعدد این ماشین که اختصاصاً برای شطرنج طراحی شده بود میرسید و الگوریتم تحلیل حرکات شطرنج اونقدر بهینه نشده بود که بتونه روی کامپیوترهای معمولی هم به همون نتیجه دست پیدا کنه. اما دو اسراییلی به نام های Amir Ban و Boris Alterman برنامه ای رو نوشتند که روی کامپیوترهای معمولی هم اجرا میشه و به عنوان بهترین برنامه شطرنج جهان شناخته شده: دیپ جونیور(Deep Junior).

بوریس آلترمن کمتر از چهل سال سن داره و خودش یکی از استادای بزرگ شطرنج جهانه. او به مدت چندین سال تئوری های شطرنج رو با کمک امیر بن روی این برنامه پیاده کردن و سال 97 اون رو به عنوان یه محصول تجاری وارد بازار کردن. از اون موقع تا حالا این برنامه تورنمنت های شطرنج زیادی رو فتح کرده. اولین ورژن این برنامه با توربو پاسکال و توسط امیر نوشته شده(همچین میگم امیر انگار پسر خالمه), بعداً به توربو سی انتقال داده شده و احتمالا الان یا روی بورلند سی یا سی بیلدره!! ولی هر چی هست شاید باورتون نشه اما این برنامه 10000 خط برنامه بیشتر نیست(فکر کنم خطهاش بزرگه!).

تاریخچه دیپ جونیور...

سال 99 گری کاسپاروف اعلام کرد برای تحلیل بازی خود با کل دنیا ! از این برنامه استفاده خواهد کرد. مسابقه ای که به ابتکار میکروسافت بین کاسپاروف و شطرنج بازان کل دنیا به صورت آنلاین روی سایت MSN برگزار شد و با پیروزی کاسپاروف! به پایان رسید.

فوریه امسال از طرف فدراسیون جهانی شطرنج(فیده) مسابقه ای بین کاسپاروف و دیپ جونیور در شهر نیویورک به مدت دو هفته برگزار شد. در این مسابقه شش بازی برگزار شد و دست آخر هر دو حریف با یه برد، یه شکست و چهار مساوی تن به تساوی دادن. البته در در بازی چهارم و پنجم شانس با کاسپاروف یار بود که تونست مسابقه رو با تساوی تموم کنه. این برنامه برای مسابقه روی ویندوز 2000 سرور با هشت تا پردازنده قدیمی 1.6 گیگاهرتز و هشت گیگابایت رم نصب شده بود. برنامه قادره سه میلیون حرکت رو در ثانیه محاسبه کنه و تا 15 سطح جلو بره. اما انسانهایی حتی مثل کاسپاروف تعداد انگشت شماری حرکت رو میتونن در ثانیه محاسبه کنن. تنها فرق برنامه با انسان اینه که انسانها حرکتهای جالب رو فقط بررسی میکنن و از بررسی بقیه صرف نظر میکنن و به این صورت پایین بودن سرعت خودشون رو جبران میکنند. چیزی که روانشناسان و دانشمندان علوم شناختی(cognitive science)  خیلی دوست دارن بفهمن چجوری.


 
در بازی سوم که با پیروزی برنامه تموم شد کاسپاروف که سفید بازی میکرد سعی کرد با قربانی کردن پیاده خودش یه حمله قوی رو پایه ریزی کنه. اما دفاع حساب شده دیپ جونیور راه رو بر او بست. کاسپاروف که زمان زیادی برای انجام حرکاتش نداشت سعی کرد کار رو به تساوی برسونه. در حرکت 32 با انتقال رخ به h5 دچار اشتباهی شد که راه رو برای پیروزی برنامه باز کرد(صفحه بالا).
کاسپاروف پیش بینی میکرد برنامه، پیاده d4 رو با وزیرش خواهد گرفت و این به او اجازه میداد با قربانی کردن رخ و گرفتن پیاده h7 و سپس گرفتن رخ توسط شاه سیاه، با وزیر خودش اسب سیاه رو بگیره و یه سری کیش پشت سر هم رو شروع کنه در نهایت منجر به تساوی میشد.
اما برنامه، پیاده سفید رو با اسبش گرفت و تمام محاسبات اون رو بهم ریخت. این حرکت نیاز به تحلیل 9 سطح از حرکات آینده رو داشت. شاید اگر کاسپاروف به اندازه کافی وقت داشت اون رو پیش بینی میکرد. ولی اون تنها 10 دقیقه وقت داشت که 8 حرکت بعدش رو انجام بده؛ در حالی که کامپیوتر نه تنها وقت زیادی براش مونده بود بلکه به دلیل خالی شدن صفحه از مهره ها و کوچک شدن فضای جستجو وقت کمتری نیاز داشت تا حرکات رو تحلیل کنه.
با وجود اینکه کاسپاروف بعد از اون با اسبش دو دفعه به برنامه کیش داد اما مجبور شد شکست رو قبول کنه. چون خالی شدن جلو وزیر و قلعه تونست زمینه رو برای حرکت به d1 آماده کنه و دیگه اونجا مات! فاتحه مع الصلوات.
کل بازی سوم...

تا بحال فیده روی برنامه های کامپیوتری خیلی حساب نمیکرد اما برگزاری این مسابقه نشون داد که توجه فدراسیون شطرنج به این برنامه ها جلب شده و در آینده احتمالاً هر کدوم از این برنامه ها واسه خودشون اسم و رسم و برو بیا خواهند داشت. البته برنامه دیپ جونیور تنها برنامه بازی شطرنج نیست. برنامه های زیادی وجود دارن که اون رو تعقیب میکنن از جمله فریتز8 که با 40 امتیاز کمتر یعنی 2807 امتیاز در رده بعدی و تایگر14 با 2497 در رده سومه. جالب تر اینه که این رده بندی برای اجرای فریتز روی یه کامپیوتر با 8 پردازنده 900 مگاهرتزی بوده و اون آخری از همه جالبتر روی یک پردازنده 866 مگاهرتز.
رده بندی برنامه های کامپیوتری...

چند تا لینک دیگه
استادان برتر شطرنج در رده بندی فیده...
رده بندی شطرنج بازای ایرانی...

دیپ و جونیوری باشید

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

گوگلش کن!

 
معروفیت گوگل این روزا به حدی رسیده که تو بعضی مجلات مثل مجله معروف The New Yorker به عنوان یه فعل در زبان انگلیسی ازش یاد میکنن: Google This!

معمولا تکنولوژیهای جدید به سرعت تبدیل به فعل یا مفهوم جدید در انگلیسی میشن. از این نمونه میشه به پدیده Slashdot اشاره کرد. یه سایت با همین نام از سال ها پیش اونقدر خواننده پر و پا قرص داره که هر وقت این به یه سایتی لینک میده زرتش قمصور میشه و کامل میخوابه! اصطلاحاً میگن اسلش دات شده. تو این سالها فقط یه سایت اونم کاملا غیر معروف بوده که کله پا نشده. در ایران هم بعضی اصطلاحات مد شده مثل دات کام شدن میگن فلانی دات کام شده.

پارسال انجمن گویش آمریکا(American Dialect Society) کلمه گوگل رو به عنوان مفیدترین کلمه سال 2002 اعلام کرد. این کلمه در انگلیسی وجود نداره اما به نظر میرسه از بازی با حروف یه کلمه شبیه اون که اتفاقاً تلفظش با اون یکیه به وجود اومده باشه یعنی Googol که به معنی عدد یک صد تا نقطه جلوشه.

در ماه ژانویه دو سال پیش New York Observer داستانی درباره یه جور خاص از گوگلیسم نوشت: دختری که برای شناختن دوست پسر جدیدش به گوگل رجوع میکنه و اسم اون داستان هم این بود: خانمها خجالتی نباشین، گوگلش کنین!

از اون به بعد تعداد زیادی از این دست اصطلاحات گوگلی درست شده که هر کدومشون کلی مظمون با خودشون دارند. مثلا بازی خسته کردن گوگل(google whacking) و اینجوریه که ترم های دو کلمه ای رو به گوگل بدین تا زمانی که گوگل فقط یه سایت برای جواب برگردونه(همچین آسون هم نیس. امتحان کنین). یا آشپزی گوگلی که برای دانشجوهای خوابگاهی یا مجردا خوبه به این صورت که دو یا چند ماده غذایی رو همراه با یه سایت آشپزی به گوگل بدین و اون به شما دستور پخت یه غذا با اون مواد رو برگردونه. احتمالا اگه دانشجویین یکی از اون مواد تخم مرغه یکیش سیب زمینی یکیش هم پیاز. کجایی علی بوفه ای! که یادت بخیر: بیر دانه سُسیس تخم مرغ چُرک ایضافه!.

اینایی که میخوان بفهمن چقدر مهم هستن معمولا اسمشون را تو گوگل جستجو میکنن و گاه با هم رقابت میکنن ببینن کی مهمتره. اینو میگن جنگ گوگلی. یا اینکه میخواین بدونین ملت راجع به شما چی فکر میکنن. به این میگن گوگلیسم. میتونین برین سایت googlism.com با اسم خودتون امتحان کنین.

بالا رفتن رتبه یه سایت تو گوگل میتونه اون سایت رو اونقدر معروف کنه که از کار بندازدش؛ دقیقاً مثل پدیده slashdot و بهش میگن google bombing. یه اصطلاح دیگه هم هست به اسم egloog. سایتی به همین نام یه موتور جستجوه بر اساس گوگل که کلمات برعکس شده شما رو دریافت میکنه و نتایج جستجو رو به صورت برعکس شده به شما برمیگردونه(این خارجی ها یا خلن یا بیکارن یا هردو). اگه خیلی بیکارین میتونین به جای سوزن زدن به یه جاییتون برین با این سایت سرگرم شين!

شاید بگین گوگل چه ربطی به هوش مصنوعی داره نکته اینجاست که اصل کار گوگل جستجوه و الگوریتم های جستجوش فوق العاده بهینه شده اند. چیزی که در هوش مصنوعی حرف اول رو میزنه. یه هوش مصنوعیه و یه جستجو. در حقیقت باید اینجوری بگیم که اصل هوش مصنوعی یادگیریه و اصل یادگیری جستجو در فضای جوابها. معمولا مسائل یادگیری یه کم که پیچیده میشن فضای جستجوشون خیلی بزرگ میشه به حدی که اگه ربات(حالا چه نرم افزاری چه سخت افزاری) بخواد فضا رو بطور کامل بررسی کنه سالها طول میکشه. الگوریتم یادگیری باید بتونه فضای موجود رو سریع جستجو کنه و جوابهای نامربوط رو حذف کنه تا فضا محدودتر بشه. کاری که گوگل با ایندکس گذاریهای پیچیده اش خوب از پسش براومده.
حتی گوگل کار ترجمه رو هم خوب انجام میده. البته هنوز کیفیتش مثل مترجم انسانی نیست ولی به هر حال یه جوری معنی رو میرسونه. این کار ترجمه گوگل تا حالا که خیلی به درد من خورده برای ترجمه صفحات اجغ وجغ فرانسوی. همین کار ترجمه گوگل یک شاخه از هوش مصنوعی به اسم پردازش زبان طبیعی رو پوشش میده.

گوگلی باشید.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

مغز به عنوان رابط کاربر!

جل الخالق!
جان شاپن(John Chapin)  دانشمند علوم عصبی دانشگاه ایالتی نیویورک(SUNY) تونسته با استفاده از گیرنده های بی سیم و الکترودهای کار گذاشته شده تو مغز یه موش، حرکات اون رو کنترل کنه و بهش دستور بده تا در مسیر دلخواه اون حرکت کنه.
این پروژه قسمتی از یه پروژه بزرگتر برای ساخت اندام مصنوعیه که سیگنال های دستور رو مستقیماً از مغز دریافت میکنند، دستورات مغزی رو ازش استخراج میکنند و کار اراده شده توسط مغز رو انجام میدن. مثل دست مصنوعی که به مچ، آرنج یا کتف دست معلول متصل میشه و به محض اراده فرد معلول، دست مصنوعی حرکت دلخواه اون رو تشخیص میده و انجامش میده.
قسمت پیچیده این کار استخراج دستور از سیگنال های ارسالی از مغز و یا برعکس تبدیل و فرستادن اطلاعات سنسوری از اندام مصنوعی به مغزه؛ به گونه ای که مغز ندونه این سیگنال از یه اندام واقعی اومده یا مصنوعی. این کار در حقیقت همون رویای علم سایبرنتیکه که چندین سال پیش نوربرت وینر پایه گذار این علم و یکی از خدایان علم کنترل پایه های تئوریک اون رو مطرح کرده.
در گام اول شاپن و همکاراش الکترودهایی رو در مغز موش کار گذاشتند تا ببینند اون تا چه حد خوب میتونه مشاهدات دروغین(شبیه سازی شده با سیگنال های الکتریکی) رو درک کنه و به اون پاسخ بده. این موجود دوگانه که ترکیب ارگانی-الکترونیکی هستش روبورَت(roborat) نامیده میشه و میتونه از برخی لحاظ موفق تر و کاراتر از رباتهای عادی باشه.
فرض کنین میخواین یه سیستم کوچیک رباتیکی رو در یه ساختمون خراب شده بر اثر زلزله برای پیدا کردن مصدومین زنده راهنمایی کنین. این کار به دلیل به هم ریخته بودن محیط و دست اندازهای غیر قابل پیش بینی و بلندیهایی که ربات نمیتونه از اون بالا بره خیلی سخته. اما این موش میتونه یه دوربین بی سیم با خودش حمل کنه و شما از بیرون از ساختمون، از راه دور، اون رو به نقطه دلخواه راهبری کنین.
 


این الکترودها قادر هستن از فاصله حداکثر 500 متری یه موش آموزش دیده رو به سمت چپ، راست یا جلو هدایت کنند. این سه تا الکترود تو سه نقطه مغز کار گذاشته شدن: اولی تو قسمت میانیِ جلو مغز که سیگنال های اون احساس دلچسبی در موش ایجاد میکنه و مثل یه عامل تقویتی برای تشویق موش محسوب میشه. دومی و سومی هم در قسمت راست و چپ لایه somatosensory یعنی قسمتی که سیگنال های رسیده از حس لامسه رو پردازش میکنه کار گذاشته شده. این دو الکترود اخیر دقیقا در ناحیه ای هستن که سیگنال های رسیده از سبیل موش رو هندل میکنه (قابل توجه امین سبیلو!)
این موشها بعداً آموزش داده میشن تا وقتی سلولهای مغزی مربوط به سبیل راستشون تحریک میشه به راست بپیچن یا برعکس. همچنین وقتی اون سیگنال لذت بخش به مرکز مغز فرستاده میشه به جلو حرکت کنن. این آموزش بر اساس یادگیری تقویتی انجام میشه و هر وقت که موش کار صحیح و دلخواه مربی رو انجام میده بعدش سیگنال لذت بخش رو هم به عنوان پاداش دریافت میکنه. این امر به مرور زمان باعث شرطی شدن موش به سیگنال ها میشه و اونا یاد میگیرن حرکات دلخواه مربی رو به امید دریافت پاداش اجرا کنن.
در آموزش های بعدی چک کردن ببینن میشه با ایجاد صداهای بلند یا گذاشتن خوراکیهایی مثل پنیر سر راه موش حواسش رو پرت کنند یا نه. اما دیدن اگه اون سیگنال لذت بخش به اندازه کافی قوی باشه موشها دستور ارسالی رو به خوبی انجام میدن و خلاصه این چیزا حالیشون نمره.

حالا تصور کنین ببینین چجوری میتونین بفهمین این صحنه ای که الان دارین با چشمتون میبینین واقعیه یا اصلا شما خدای نکرده کورین و یکی اومده سیگنال های چشم رو شبیه سازی کرده و به مغز شما فرستاده. و دیگه اینکه فرض کنین بتونین سیگنال فرستاده شده از چشمتون رو شبیه سازی کنین بعد بیاین بفرستین به مغز من! آیا مغز من رنگی که به نظر شما قرمزه رو قرمز میبینه یا یه رنگ دیگه مثلاً آبی. اصلاً چطوره همین کارو برای طرفدارهای استقلال و پیروزی بکنیم و جای رنگها رو برعکس کنیم!

برای مطالعه بیشتر...

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

دو خبر

بالا بردن هوش

طبق گزارش اخیر مجله Nature بازی های ویدیویی از انواع «بکش یا بمیر» برای بالا بردن قدرت مغز بسیار موثره. کودکان یه بار دیگه نشون دادن کارشون درست تر از این حرفاست. من میگم چرا امین و مهرداد و حجت و آرش باهوش شدند! از بس تو این خوابگاه Doom و Quake بازی کردن. یکی از این خوره ها رفته بود از شرکتی که پاره وقت توش کار میکرد یه مشت کابل شبکه و کارت ورداشته بود. اومده بودن کامپیوترهای اتاقاشون رو شبکه کرده بودن و شب و روز بازی میکردن. حتی کار رو به مسابقات دانشگاهی تو سایت دانشگاه هم کشوندن.

ساخت سوپر کامپیوتر با امکانات کم

محققین دانشکده کامپیوتر دانشگاه ایلینویز(یه دانشگاهی مثل صنعتی اصفهان- دور از شهر پر از خرخون) با سر هم کردن و اتصال صد تا پلی استیشن سونی یه سوپرکامپیوتر برای استفاده در حل مسائل فیزیک ذرات ساخته اند. البته قدرت این کامپیوتر به پای قدرت سوپر کامپیوترهای IBM نمیرسه ولی حداقل تلاشیه برای اینکه از پردازنده های گرافیکی پیچیده مورد استفاده سونی در این دستگاه ها در کاربردهای دیگه هم استفاده بشه.

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

موضوع وبلاگ

توي دو تا پست قبلي نوشتم جواب سوال ها رو هفته بعد ميگم ولي تا الان شش هفته که هيچي شش ماه گذشته. بذارين جواب سوالا رو نگم که خودتون يه کم فکر کنين. يکيشو يعني اون اخري رو که خودم هم نميدونم دو تاي ديگه هم آسونه.
نوشتن وبلاگ حس و حال ميخواد حسابي. البته فيدبک ديگران هم براي ترغيب به نوشتن خيلي موثره. من يکي دو تا وبلاگ رو پارسال شروع کردم. بعد از پست اول به دليل مشغله کاري و دردسرهايي که تو تهران نصيب همه ميشه ولشون کردم. اين وبلاگ رو تو اسفند شروع کردم و دوباره ولش. اين دفعه درس ها و گرفتاريهاي ديگه. ولي خب به اين يکي بيشتر از بقيه علاقه دارم و احتمال ميدم از اين به بعد مرتب تر بنويسم.
يه روزايي خوره وبلاگ بودم. مثل اين معتادا هر روز حدود بيش از صد تا وبلاگ رو سر ميزدم و ميخوندم. از همه موضوعات هم ميخوندم. قندون و گيله مرد و حودر و توت فرنگي و کافر و ممدسن و.... اين تازه غير از وبلاگهاي تخصصي کامپيوتري و سايتهاي خبري بود. البته اينترنت مفتي هم بي تاثير نبود ! ديدم وقتي براي کار کردن نميمونه. تا نگاه ميکنم ساعت 11 شب شده و بايد با چشم هاي قرمز برگردم خونه. اونم تو مسيري که هر روز تو روزنامه مينوشت يه مسافر بدبخت تاکسي رو همون حول و حوش سرکيسه کردن : ميدون فاطمي-ارياشهر-پونک و سردار جنگل. مجبور شدم از بيشترشون صرفنظر کنم و فقط چند تايي رو بخونم که جالب تر بودن و بيشتر از بقيه به روز ميکردن. اينو ميخوام بگم که تو خوندن وبلاگ کلي تخصص پيدا کردم(چه تخصصي !) و ميخوام مطلبي بنويسم که ده نفر ديگه يه چيزي ازش ياد بگيرن نه اين حرفاي خاله زنکي.
اول ميخواستم يه موضوع مثل ساخت ربات رو به صورت دنباله دار بگم بعد ديدم حوصله همه سر ميره. به درد کسي هم نميخوره. چون اوني که ميخواد ربات بسازه که نمياد از رو وبلاگ بسازه. ديدم بهتر اينه که مطالب جالب مربوط به رشته خودم رو بيارم اونم به صورت درهم و مخلوط. مثل اين کاست هاي بقولي رنگارنگ هست(مخلوط چند تا خواننده) که آدم حوصله اش سر نميره موقع گوش دادن.
حالا يکي بياد به من بگه: توبدم. بمير و بدم.

 

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :

جنگ مجازی

 امروز ميخوام راجع به جنگ مجازي صحبت کنم: استفاده از تکنولوژي شبيه سازي براي آموزش سربازان. چيزي که تلفات نيروهاي آمريکايي رو در جنگ با افغانستان و عراق به حداقل رسوند. این نوشته برداشت ازاد و خلاصه ای از یه مقاله در IEEE Spectrum است. البته احتمالا یه مقداری هم خالی بندی نویسنده چاشنی این مقاله هست ولی چیزی که هست وصف العیش نصف العیش. لا اقل همچین چیزایی تو ذهنشون هست و پله پله این ها رو به واقعیت تبدیل میکنند:
چند هفته قبل از آغاز جنگ افغانستان، یعنی اکتبر پیش، خلبانان آمریکایی تصویر روشنی از صحنه هایی که در آنجا خواهند دید، در ذهن داشتند. زیرا ساعتهای متمادی بر فراز کوههای افغانستان پرواز کرده بودند. اما نه افغانستان واقعی بلکه افغانستان مجازی. این کشور مجازی با ترکیب عکسهای هوایی، اطلاعات ماهواره ای و داده ها و عکس های زمینی فراهم شده توسط سرویس اطلاعاتی و  ایجاد صحنه های سه بعدی با دقت و کیفیت بسیار بالا توسط نرم افزارTopscene ساخت شرکتهای Anteon و Fairfax پا به عرصه وجود گذاشت.
با استفاده از این نرم افزار، خلبانان نشسته پشت کامپیوترهایی با پردازنده های سیلیکون گرافیکس، میتوانند پرواز خود را از نزدیکی تا ارتفاع 12 کیلومتری و با سرعتی تا حدود 2250 کیلومتر بر ساعت شبیه سازی کنند. رسم جزییات نور پردازی(براساس طول و عرض جغرافیایی نقطه و زمان پرواز)، جاده ها، ساختمانها و حتی وسایل نقلیه به خلبان کمک میکند تا اهداف از پیش تعیین شده را به سرعت و با دقت لازم شناسایی کند و در جنگ واقعی سرعت عمل زیادی داشته باشد.
 


این نرم افزار یکی از نرم افزارهای متعددی است که نیروی نظامی آمریکا برای آماده کردن سربازان و فرماندهان شان استفاده میکند. استفاده از شبیه سازی نه تنها برای آموزش بکارگیری تجهیزات پیچیده جنگی همچون هواپیما، هلیکوپتر، ناو، تانک و حتی تفنگ های پیشرفته بلکه برای آموزش کار تیمی، حرکت بهینه در صحنه های پیچیده جنگی و تصمیم گیری در شرایط بحرانی نیز بکار میرود.

 
شبیه سازیها به فرماندهان نظامی و سیاسی امکان پیش بینی تبعات احتمالی هر تصمیمی را میدهد. فرماندهان میتوانند صحنه های جنگی پیچیده شامل هزاران سرباز، اسلحه، وسایل نقلیه و هواپیما را در مساحتهای کلان هزاران کیلومتر مربع خلق کرده و نتیجه تصمیم های استراتژیک خود را مشاهده کنند و در صورت لزوم آن را اصلاح نمایند. همچنین میتوانند کارایی سلاح های جدید را بدون استفاده واقعی تخمین بزنند(البته اگه مثل موشک های ضد موشکشون تو عربستان گند نزنند). پليس ضد شورش نيز از طريق شبيه سازی ناآرامی ها و گروگان گيری ها تکنيکهای مذاکره و رفع مشکل را می آموزند.

پلیس ضد شورش در حال مذاکره با شورشی مجازی

 

البته هنوز درصد بالایی از آموزشهای سربازان را آموزش در صحنه های واقعی تشکیل میدهد و این برای آمادگی بدنی سربازان الزامی است. اما استفاده از آموزش مجازی باعث صرفه جویی در هزینه ها و تلفات افراد یا تجهیزات در حین آموزش خواهد شد. به عنوان مثال کنترل کننده یک هواپیمای بدون خلبان باید دستورات خود را با تاخیر زیاد به هواپیمایی که صدها یا هزاران کیلومتر دورتر از شخص در حال پرواز است بفرستد. این شخص باید با دیدن تصویر هوایی که از دوربین هواپیما فیلمبرداری شده، دستورات لازم را برای ناوبری هواپیما به مناطق لازم یا شلیک موشک مخابره کند. این کار نیازمند پیش بینی موقعیت و جبران زمان تاخیر در ارسال و دریافت سیگنال است. مطمئنا افراد مبتدی هواپیمای واقعی را گم و یا نابود خواهند کرد. شبیه سازهای مناسب، فرد را برای انجام این کارٍ تله رباتیکی آماده خواهند کرد.

 

آموزش راهبری تانک

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :