موسيقی سرخ پوست ها

چند روز پیش تو بروکسل یه گروه از سرخ پوست ها رو دیدم که وسط یکی از میدان های مرکز شهر دقیقا کنار کلیسای اصلی شهر بساط پهن کردن و موسیقی میزنن. اونهم از اون موسیقی هایی که من خیلی دوست دارم موسیقی الکترونیکی مخلوط با سازهای سنتی تو مایه های آهنگ های انیگما و کیتارو.

این گروه رو قبلا توی سوییس دیده بودم. سه نفر بودن. لباس سنتی سرخ پوستها و کلاه هایی که از پرهای بلند ساخته شده تنشون بود. زن و بچه هاشون هم همیشه همراشونه و با هم این ور اون ور دنیا مسافرت میکنند و آهنگ هاشون رو میفروشند. زنها بچه هاشون رو پشت کمرشون بسته اند و سی دی آهنگ شوهراشون رو تو جمع مردم تماشاکننده میفروشند.

خیلی دوست داشتم سی دی شون رو بخرم اما تو سوییس میگفت 30 فرانک چیزی حدود 20000 تومن. من هم که عادت کرده بودم تو ایران برای این چیزا پول ندم یا پول کمی بدم زورم میگرفت.

یادمه تو ایران جمع دوستامون یه هارد دیسک زهوار در رفته 20 گیگا بایتی داشتیم. از اون کوانتوم های تقلبی که چند سال پیش اومد بازار. همونایی که بعد از مدتی به صدا میفتاد و ویزویز میکرد. این هارد هم اینجور شده بود. بهش میگفتیم هارد ویزویزی. هر لحظه منتظر بودیم بسوزه (اما فکرکنم هنوز که هنوزه داره کار میکنه). به همین دلیل فقط برای مبادله فایل ازش استفاده میکردیم. مثلا گاهی وقتا میشد یکی از بچه ها کلی سی دی دستش رسیده بود و هارد خودش جا نداشت. میزدش رو این هارد و بعد دست به دست میشد. هر هفته پیش یکی. اینجوری بود که ما هر هفته حدود 10 تا از آخرین فیلم های روی پرده آمریکا رو میدیم اونهم مفتی.

حالا اینجا برای خرید یه دی وی دی باید چیزی حدود 50000 تومن خودمون بسلفیم یا برای خرید یه سی دی آهنگ چیزی حدود 30000 تومن پیاده شی. حتی کرایه فیلم هم شبی 5000 تومن در میاد. پولی که باهاش میتونی تو ایران حداقل 5 تا فیلم بخری.

برگردیم به سرخ پوست ها. تو بروکسل دیدم تو سوییس از دستم در رفته و نمیتونم سی دی شون رو نخرم. قیمتش هم یه خورده ارزون تر بود. 15 یورو که میشه 16000 تومن خودمون. خلاصه سی دی رو گرفتم و جای شما خالی یه خورده موسیقی خونمون رو بالا بردیم. یکی از آهنگاشون رو گذاشتم اینجا میتونین گوش کنین. یکی دیگه از آهنگاشون هم کپی یکی از آهنگای انیگما بود. شاید هم اینا با گروه انیگما با هم ساختنش.

البته تجربه شخصی من اینه که وقتی از چیزی زیاد تعریف بشه مورد پسند واقع نمیشه. یعنی اگه نپسندیدین تقصیر من بوده! باید میگفتم ای ی ی بدک نیست.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸۳
تگ ها :