اصلاحات

این خاطره مربوط به 6-7 سال پیشه. اون زمان هم حجه الاسلام سید عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور بود.

موسوی لاری متولد یه روستاییه به اسم مهر (به ضم میم) در جنوب استان فارس. البته این روستا شد بخش و مدتی بعد شد شهرستان و اگه دور بعد موسوی لاری در وزارت وجود داشته باشه احتمالا بشه استان!. اینا فامیلیشون موسوی مهریه ولی چون یه دوره نماینده لارستان بوده و فامیلی موسوی تو مجلس زیاد بوده معروف شده به موسوی لاری.

روستای مهر بیش از 50 درصد افرادش سیده! و جالبه که خیلی از این سیدها بدون داشتن تحصیلات حوزوی معمم شده اند و به خاطر معمم بودنشون تونستن به لایه های بالای حکومتی نفوذ کنند و هر کدوم امام جمعه شهری یا رییس دادگاهی شده اند.

ولی باور کنین خیلی از این پیرهاشون حتی سواد هم ندارند و وقتی میخوان یه چیزی رو امضا کنند مهر اسم استفاده میکنند! فکر کنم تو اون روستا وقتی سیدی بچه دار میشه به جای سیسمونی براش عبا عمامه آماده میکنن!

این داستان مربوط میشه به تابستون که هوای اون طرف خیلی گرم میشه. یعنی هوای شرجی با حرارت 50 درجه. اون زمان وضعیت برق تو تابستون خیلی افتضاح بود. به دلیل اینکه تو هوای شرجی نمیشه از کولرهای آبی استفاده کرد و فقط کولر گازی میتونه هوا رو خنک کنه. این کولر ها هم مصرفشون وحشتناک بالاست.

 خیلی از تابستون ها یک روز در میون برق روستاها قطع میشد و حتی وقتی هم برق میومد قدرتش به اندازه ای نبود که کولرهای گازی بتونند کار کنند. اما مردم به تجربه فهمیده بودن خونه هایی که نزدیک ترانس برق واقع شده اند کولرشون بهتر کار میکنه.

یکی دو تا از این مهندسین اداره برق رفته بودن یه ترانس به این روستا اضافه کنن و کلی محاسبه کرده بودن کجا این ترانس رو بذارن که توزیع قدرت به بهترین نحو انجام بشه.

یه پیرمرد عصا به دست و خمیده داشته رد میشده. با عصاش اشاره کرده بود به در خونه اش گفته بود بياين همراه من تا بهتون نشون بدم ترانس رو کجا بزنین! کلی بهش میخندن میگن بابا ما مهندسیم کلی محاسبه کردیم تا مشخص کردیم اینجا بهترین نقطه است حالا بيايم در خونه تو بزنيم. میگه من دستور میدم اونجا بزنین! میگن تو اصلا چه کاره این مملکتی؟ گفته بود من پدر وزیر کشورم!

 
اینا بی سیم زده بودن به رییس اداره برق گفته بودن یه همچین جریانی پیش اومده چیکار کنیم. اداره هم تلفن میزنن به اداره کل برق استان فارس میگن مهندسای ما میگن فلان جا ترانس بزنین پدر وزیر میگه در خونه اون، ما چیکار باید بکنیم؟

دستور میاد مهندسا بيخود گفته ان، اون جایی که پدر وزیر گفته درست تره!

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸۳
تگ ها :