رای بدهيم

اينجا تعداد زيادی از بچه های ايرانی قراره بريم ژنو و رای بديم. شايد بيشتر بچه ها به معين رای بدن. شما هم هرجای دنيا هستی سعی کن رای بدی. با رای ندادن مشکلی حل نميشه. راستش رو بخواين من فکر ميکنم رای ندادن مال تنبل هاييه که ميخوان از شر يه مساله خيلی راحت خلاص شن. 

شمايی هم که ايران هستی خيلی راحت تر ميتونی بری و رای بدی. يادتون باشه اين همه ايرانی خارج از کشور ميرن به يه شهر دور از محل اقامت رای ميدن. زشت نيست شما که تو ايران هستی و صندوق هم در خونه ات برای سرنوشت خودت يه ذره اهميت قائل نباشی.

 واما رای من. حرفای من نظر شخصيمه و به شما هم توصيه نميکنم مثل من رای بدين. اما دوست دارم نقد کنين ببينم چقدر استدلالم محکمه. هنوز دو روز مونده و ممکنه نظرم عوض بشه اما چرا در حال حاضر تصميم دارم به قالیباف رای بدم:

1- قالیباف عمل گراست. عملکردش در سازمان دادن به پلیس این را نشان داده است. خیلی از کاندیداها جز شعار دادن بلد نیستند و تجربه هم نشان داده کار سازمان یافته بلد نیستند.

کروبی و هاشمی و لاریجانی که کار عشیره ای و ریش سفیدی بلدند. معین و مهر علیزاده هم که حد اکثر کاری که بلدند استعفا دادن است. راستش را بخواهید خیلی از کاندیداهای موجود مرا به یاد داستان آن گاوی می اندازند که بعد از کنده شدن عضو شریفش کار اجرایی نمیکرد. بعضی از کاندیداها فقط به درد مشاور شدن میخورند نه کار اجرایی.

قالیباف چون عملگراست شکر زیادی نمیخورد و قول نمیدهد با یک دست هزار هندوانه بردارد. آیا فکر میکنید معین بتواند به تمام قول هایی که داده عمل کند؟ اگر من مطمئن بودم بتواند حتی به یک درصد قول هایش عمل کند به او رای میدادم.

2- قالیباف پاسخگوست. تقصیر ها را به گردن میگیرد. به گردن عوامل خارجی نمی اندازد. این را از مصاحبه هایش با تلویزیون ایران در زمان فرماندهی نیروی انتظامی میگویم. البته معين هم اينگونه است.

3- قالیباف شفاف تر از بقیه کاندیداها عمل کرده است. خیلی از کاندیداها برای اینکه بعدا بتوانند زیر حرفهایشان بزنند سربسته و مبهم حرف میزنند. سردسته همه اینها اکبر خان هاشمی است که فکر میکند مردم الاغ تشریف دارند و گذشته ایشان را بیاد ندارند (البته اگر هاشمی رای بیاورد خواهیم فهمید اینگونه هست یا نه).

4- قالیباف وابسته به جناح خاصی نیست. وامدار طایفه خاصی نیست. تمام کاندیداهای دیگر وابسته به روحانیت و بازارند حال یا نسبی یا سببی. وابسته بودن از اين نظر بد است که بعدا بايد آب خوردنش را هم با آنها هماهنگ کند.

5- قالیباف مدیریت قوی دارد. حتی اگر عملکرد او در پلیس را ندیده بودم کیفیت سایت های اینترنتی اش کافی بود تا بدانم بلد است از پتانسیل اطرافیانش چگونه استفاده کند.

6- قالیباف میداند مردم چه میخواهند. این را کاملا از گفته ها و عکس هایش میشود فهمید. اگر ریش بلند نمیگذارد میداند که امروز دیگر حنای ریش رنگی ندارد. اگر خوب لباس میپوشد میداند مردم به این موضوع حساسیت دارند. اگر کاندیداهای دیگر اینگونه عمل نمیکنند به دو دلیل است: یا نمیدانند مردم چه میخواهند که بد است. یا میدانند اما به این کار تن نمیدهند که باز هم بد است.

7- قالیباف برنامه هایش را بطور نسبتا شفاف در قالب مانیفست اعلام کرده است. حال چه از نظر ما درست چه غلط. در حالی که حتی دکتر معین که خود و اطرافیانش حداقل دو دوره در راس حکومت بوده اند هنوز نمیدانند چه میخواهند بکنند. تمام کاندیداها جای برنامه و هدف را عوضی گرفته اند. فکر میکنند اگر بگویند نرخ تورم را پایین می آوریم میشود برنامه.

معین میخواهد ملی مذهبی ها را هم سر کار بیاورد. یکی نیست بگوید شما بلد نبودید یک لایحه زپرتی را در مجلس که از خودتان بود تصویب کنید. حالا بیجا قول زیادی میدهید. خودتان توی سوراخ نمیروید جارو هم به دمتان میبندید.

8- قالیباف از طرف رهبر حمایت میشود که این نکته مثبتی برای عملی کردن برنامه هایش است. واقعیت این است که مدیران موفق نظام همگی حمایت یکی از قدرتمندان نظام مثل رفسنجانی یا خامنه ای را در پشت خود داشته اند و گرنه موفق به هماهنگی نهادهای زیر دست نمیشده اند.  قالیباف نیز به دلیل پشت سر داشتن رهبری قادر به انجام یک سری کارهایی شد که حتی از خاتمی هم بر نمی امد. این مثل در مورد کرباسچی هم صادق است. تبلیغات منفی کنونی بر علیه قالیباف نیز از همین جا سر چشمه میگیرد. از زمانی که سعی به کوتاه کردن دست یک سری آقازاده ها در ستاد مبارزه با قاچاق کالا کرد.

9- در حال حاضر دموکراسی در سطحی که در اروپا و آمریکا وجود دارد برای ایران کشنده است. ما یک حکومتی میخواهیم بین دموکراسی و دیکتاتوری. تا زمانی که ساختارهای دموکراتیک در اندازه های کوچک در ایران شکل نگیرد به شیوه دموکراتیک عمل کردن مثل آفت است. ملتی که دموکراسی را از خانواده شروع و تمرین نکند تا زمانی به دموکراسی وفادار خواهد ماند که دموکراسی هم جهت با منافعش باشد. من معتقدم خدمتی که رضا خان با دیکتاتوری اش به ایران کرد از صدها حکومت دموکراتیک در آن زمان کارکرد بیشتری داشت. يک زمانی ممکن است برقراری نظم بدون ديکتاتوری ممکن نباشد.

حکومت دموکراتیک بستر مناسب میخواهد. در خاک کویر جز گیاه خار دار نمیروید.
در حال حاضر مساله اکثریت مردم ایران مساله دموکراسی نیست. مساله زندگی روزمره است. مردم قشر متوسط به پایین آنقدر در زندگی روزمره غرقند که حوصله این چیزها را ندارند.

حرف از دموکراسی مربوط به من و شمایی است که سیریم. تا زمانی که مردم به يک آسايش حداقلی نرسند فکرشان خوب کار نخواهد کرد. اگر کشوری مثل سوييس ميتواند دموکراتيک عمل کند به دليل اين است که هيچ بی خانمانی در آن پيدا نميشود. حتی گدايی که با ويولونش گدايی ميکند برای خودش سرپناهی دارد. که اگر نداشته باشد پليس موظف است برايش اجاره کند. حالا مردم اين کشور که خيالشان از اين چيزهای پيش پا افتاده زندگی راحت است تازه ميتواند به اين فکر کند که آيا فرضا حقوق هم جنس بازان را به رسميت بشناسد يا نه.

چند نکته منفی درباره قالیباف مشاهده شده که اگرچه احتمال دارد واقعیت نداشته باشد اما در هر صورت حتی اگر واقعیت هم داشته باشد باز به نظر من قالیباف
وزنه سنگین تری است: برخورد فیزیکی با سوال کنندگان و موانع نیروی انتظامی بر سر راه دیگر کاندیداها.
من فکر میکنم برخورد فیزیکی حقیقت نداشته باشد. شاید از طرف برخی طرفداران متعصب این کار صورت گرفته باشد که من در طرفداران همه کانديداها در دوره های قبل ديده ام. اما این که خود او خواهان این چنین عملی باشد بعید است. یعنی از کسی که این همه فعالیت میکند تا ظاهر درستی از خودش جلوه بدهد این کار احمقانه بعید است.

 و اما نکته دوم. میگویند ملا دو گوسفند داشت. یکی از آنها از طویله فرار میکند. ملا به جان گوسفند دیگر می افتد. به او میگویند آخر این گوسفند دیگر چه تقصیری داردو میگوید شما نمیدانید. اگر این گوسفند میتوانست زودتر از آن یکی فرار میکرد.

ایجاد مانع بر سر کاندیداهای دیگر چیزی است که هر کدام از کاندیداها اگر دستشان برسد از آن دریغ نخواهند کرد. حتی معین و طرفداران او که اطرافیان خاتمی هستند در دو دور قبل در عمل این را نشان داده اند. 

بعضی میگویند چرا قالیباف کنار هواپیما عکس گرفته مگر مردم ندید بدیدند. والا از من بپرسید میگویم بله هستیم. کاملا هم ندید بدیدیم. یک زمانی اگر کسی کنار امام عکس میگرفت به او رای میدادیم. یک زمانی اگر کاندیدایی اخمو بود میگفتیم عجب قاطعیتی دارد به او رای میدهیم. حالا به هر که لبخند میزند رای میدهیم.
یک زمانی اگر عمامه سیاه داشت به او رای میدادیم! من نمیدانم این چه محکی بود اما بود. راستش را بخواهید تنها فرقی که عمامه سیاه ها با بقیه مردم دارند (در تئوری های اسلامی) در قوه باع شان است! من نمیدانم مردم میخواستند رییس جمهور انتخاب کنند یا شوهر برای خواهرشان. این "یک زمانی" که میگویم مال بیست سال پیش نیست. مال همین چند سال پیش است، زمان خاتمی.  کسانی بودند که به دليل سيد بودن خاتمی به او رای دادند. حالا میگوییم به عمامه دار رای نمیدهیم.
حالا نوبت به این رسیده که کنار دختر بچه ها عکس بگیریم، کنار هواپیما عکس بگیریم. اسکیت سوارها برایمان تبلیغ کنند. مطمئن باشید اگر کاندیداهای دیگر هنری داشتند از آن استفاده میکردند.

اگر میبینید احمدی نژاد کنار سفره نان و پنیر عکس میاندازد باید بدانید غیر از این چیزها هنری ندارد. فکر میکند هنوز مردم به کسی که نان و پنیر میخورد رای میدهند. نمیداند که مردم الان میگویند کسی که نان و پنیر میخورد اگر دستش به قدرت برسد تا خودش و هفت جد و آبادش سیر نشوند ول نمیکند.
اگر اینگونه نیست چرا معین با عینک عکس می اندازد!

اين مطلب را هم بخوانيد بد نيست...

اين وبلاگ خيلی بهتر از من نوشته...

تازه فهميدم قاليباف مدير طرح خودکفايی گندم هم بوده. برای من مايه تعجب است که فردی که به قول مخالفين اين همه خصوصيت منفی دارد به چه دليل توسط خاتمی برای اينگونه طرح هايی برگزيده ميشود و خاتمی توانسته اين همه سال با اين مرد کار کند.

نکته ديگری که فراموش کردم بگويم با همه اعتقادی که به حرفهای معين دارم ميدانم نه خود ايشان و نه طرفدارانشان قائل به چنين حرفهايی نيستند و در عمل همه شان لنگ می زنند. همه ما طنزهای نبوی در مورد کانديداهای ديگر غير از معين را هر روزه ميخوانيم و کلی حال ميکنيم. اما همين نبوی که هر روز و حتی به خوشگلی کانديداها هم گير ميدهد تحمل شنيدن يک حرف عليه خودش را ندارد.

برای من موسوی لاري، مشت نمونه خروار جناح اصلاح طلب است. چون همشهری هستيم و از کارهای خود و اطرافيانش خبر دارم کاملا ميدانم حرف تا عملشان فرسنگ ها متفاوت است. در حرف طرفداران اينها دانشجو و دانشگاهی هستند اما در عمل ميبينيد در ميان طرفداران اينها و کسانی که بعدا زمام امور را به دست ميگيرند آدم های با سواد کم پيدا ميشود.

خاتمی قبل از آنکه اصلاح طلب باشد جزو روحانيون مبارز است. اگر حافظه تاريخی ملت قوی شده و دوران رفسنجانی را بياد دارد برای يک لحظه مجلس سوم را هم بياد بياورد. اصلا چرا دور برويم کروبی و محتشمی هم از اطرافيان خاتمی و معين هستند. ادعاهای اقتصادی کروبی برای شما خنده دار نيست؟ فکر ميکنيد در ميان اطرافيان معين چند نفر بهتر از اين آدم پيدا ميشود. اصلا اگر اينها تشنه قدرت نيستند چرا به نفع معين کناره گيری نمی کنند؟

چند نکته راجع به کامنت ها:

-کروبی و معین تا همین دیروز هم کاسه بوده اند. الان شده اند رقیب انتخاباتی. اما هر کدام که رییس جمهور بشود مطمئنا از گروه دیگر استفاده خواهد کرد. اولین ایرادی که بر اصلاح طلبان وارد شد همین بود که چرا گذاشتند کسی که رای رده های آخر مجلس را آورده رییس مجلس شود. این اصلاح طلبان همان هایی بودند که علاوه بر دولت مجلس را داشتند و هیچ غلطی نکردند. این بار که مجلس را هم ندارند.
 
-ملت ما لايق دموکراسی است ولی هنوز با رسیدن به دموکراسی با سطحی که در سوییس است سالهای سال از نظر فکری و عملی فاصله دارد. ما دموکراسی ضعیف شده لازم داریم.
 
-کوچک زاده و توکلی از طرفداران قالیباف هستند نه از اطرافیان
 
-من نمیگویم ایجاد مانع برای تبلیغات دیگران درست است. اتفاقا کار غلطی است. حتی تبليغات منفی بر عليه کانديداهای ديگر هم کار غلطی است. من راجع به اين اخلاق غلط اما رايج حرف ميزنم. من میگویم در فضای غیر دموکراتیکی مثل انتخابات خودمان تمام این اعمال امکان پذیر است. هر کسی هر کاری از دستش بر بیاید انجام میدهد. يعنی اين تنها نکته منفی برای قاليباف نيست. اين اخلاق غلط برای همه کانديداها وجود دارد. شما اگر جرات داريد با پوستر قاليباف برويد جلوی يکی از ستادهای معين. 
 
-من فکر ميکنم قسمت اعظم ديد منفی نسبت به قاليباف برميگردد به عملکرد نيروی انتظامی در زمان حادثه کوی دانشگاه. فکر ميکنم قاليباف را با سردار لطفی و نقدی اشتباه گرفته باشيد.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :