گوگلش کن!

 
معروفیت گوگل این روزا به حدی رسیده که تو بعضی مجلات مثل مجله معروف The New Yorker به عنوان یه فعل در زبان انگلیسی ازش یاد میکنن: Google This!

معمولا تکنولوژیهای جدید به سرعت تبدیل به فعل یا مفهوم جدید در انگلیسی میشن. از این نمونه میشه به پدیده Slashdot اشاره کرد. یه سایت با همین نام از سال ها پیش اونقدر خواننده پر و پا قرص داره که هر وقت این به یه سایتی لینک میده زرتش قمصور میشه و کامل میخوابه! اصطلاحاً میگن اسلش دات شده. تو این سالها فقط یه سایت اونم کاملا غیر معروف بوده که کله پا نشده. در ایران هم بعضی اصطلاحات مد شده مثل دات کام شدن میگن فلانی دات کام شده.

پارسال انجمن گویش آمریکا(American Dialect Society) کلمه گوگل رو به عنوان مفیدترین کلمه سال 2002 اعلام کرد. این کلمه در انگلیسی وجود نداره اما به نظر میرسه از بازی با حروف یه کلمه شبیه اون که اتفاقاً تلفظش با اون یکیه به وجود اومده باشه یعنی Googol که به معنی عدد یک صد تا نقطه جلوشه.

در ماه ژانویه دو سال پیش New York Observer داستانی درباره یه جور خاص از گوگلیسم نوشت: دختری که برای شناختن دوست پسر جدیدش به گوگل رجوع میکنه و اسم اون داستان هم این بود: خانمها خجالتی نباشین، گوگلش کنین!

از اون به بعد تعداد زیادی از این دست اصطلاحات گوگلی درست شده که هر کدومشون کلی مظمون با خودشون دارند. مثلا بازی خسته کردن گوگل(google whacking) و اینجوریه که ترم های دو کلمه ای رو به گوگل بدین تا زمانی که گوگل فقط یه سایت برای جواب برگردونه(همچین آسون هم نیس. امتحان کنین). یا آشپزی گوگلی که برای دانشجوهای خوابگاهی یا مجردا خوبه به این صورت که دو یا چند ماده غذایی رو همراه با یه سایت آشپزی به گوگل بدین و اون به شما دستور پخت یه غذا با اون مواد رو برگردونه. احتمالا اگه دانشجویین یکی از اون مواد تخم مرغه یکیش سیب زمینی یکیش هم پیاز. کجایی علی بوفه ای! که یادت بخیر: بیر دانه سُسیس تخم مرغ چُرک ایضافه!.

اینایی که میخوان بفهمن چقدر مهم هستن معمولا اسمشون را تو گوگل جستجو میکنن و گاه با هم رقابت میکنن ببینن کی مهمتره. اینو میگن جنگ گوگلی. یا اینکه میخواین بدونین ملت راجع به شما چی فکر میکنن. به این میگن گوگلیسم. میتونین برین سایت googlism.com با اسم خودتون امتحان کنین.

بالا رفتن رتبه یه سایت تو گوگل میتونه اون سایت رو اونقدر معروف کنه که از کار بندازدش؛ دقیقاً مثل پدیده slashdot و بهش میگن google bombing. یه اصطلاح دیگه هم هست به اسم egloog. سایتی به همین نام یه موتور جستجوه بر اساس گوگل که کلمات برعکس شده شما رو دریافت میکنه و نتایج جستجو رو به صورت برعکس شده به شما برمیگردونه(این خارجی ها یا خلن یا بیکارن یا هردو). اگه خیلی بیکارین میتونین به جای سوزن زدن به یه جاییتون برین با این سایت سرگرم شين!

شاید بگین گوگل چه ربطی به هوش مصنوعی داره نکته اینجاست که اصل کار گوگل جستجوه و الگوریتم های جستجوش فوق العاده بهینه شده اند. چیزی که در هوش مصنوعی حرف اول رو میزنه. یه هوش مصنوعیه و یه جستجو. در حقیقت باید اینجوری بگیم که اصل هوش مصنوعی یادگیریه و اصل یادگیری جستجو در فضای جوابها. معمولا مسائل یادگیری یه کم که پیچیده میشن فضای جستجوشون خیلی بزرگ میشه به حدی که اگه ربات(حالا چه نرم افزاری چه سخت افزاری) بخواد فضا رو بطور کامل بررسی کنه سالها طول میکشه. الگوریتم یادگیری باید بتونه فضای موجود رو سریع جستجو کنه و جوابهای نامربوط رو حذف کنه تا فضا محدودتر بشه. کاری که گوگل با ایندکس گذاریهای پیچیده اش خوب از پسش براومده.
حتی گوگل کار ترجمه رو هم خوب انجام میده. البته هنوز کیفیتش مثل مترجم انسانی نیست ولی به هر حال یه جوری معنی رو میرسونه. این کار ترجمه گوگل تا حالا که خیلی به درد من خورده برای ترجمه صفحات اجغ وجغ فرانسوی. همین کار ترجمه گوگل یک شاخه از هوش مصنوعی به اسم پردازش زبان طبیعی رو پوشش میده.

گوگلی باشید.

  
نویسنده : مسعود اسدپور ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :